تبليغاتX
نرگس

شنبه 1386/03/05

کوزه یک بار می شکند

 

 زمینه های سیاسی و اجتماعی تعلیق عضویت ملالی جویا درشورای ملی

  

عضویت ملالی جویا در مجلس شورای ملی، در پی سخنان تند و بی پرده وی در یک گفتگوی تلویزیونی با تلویزیون طلوع، از سوی نمایندگان مجلس به تعلیق در آمد.

مجلس نمایندگان سخنان او را توهین به شورای ملی دانسته و در پی یک رای گیری عضویت او را تا پایان دوره تقنینی جاری به تعلیق در آوردند.

 

ملالی جویا در این گفتگو مجلس شورای ملی را « طویله» خوانده گفته بود:« طویله و باغ وحش هم بهتر از پارلمان ماست، به خاطر این که در آن جا گاو است که شیر می دهد، خر است که بار می کشد....»

 

ملالی جویا نماینده مردم فراه و یکی از چهره های خبر ساز شورای ملی است. او نخستین بار در مجلس لویه جرگه قانون اساسی رهبران مجاهدین را به باد انتقادات تند گرفت و شهرت زیادی کسب کرد. او در انتخابات سال 1384 به عضویت شورای ملی رسید. ملالی جویا در شورای ملی هم به انتقاداتش ادامه داد. او بار ها از سران مجاهدین و مقامات بلند پایه دولت انتقاد کرد. او به همین دلیل در میان مردم رنج دیده و خسته از جنگ و فقر شهرت یافت. خانم ملالی جویا در سفرهای خارجی اش هم به موضع گیری تند و بی پرده اش صراحت بیشتر داد.

 

به این صورت خانم ملالی جویا که تازه وارد کار زار مسایل سیاسی و اجتماعی شده بود و از پایه های مستحکم حمایت های سیاسی و اجتماعی هنوز برخوردار نبود با نیرو های فعال وپر قدرت سیاسی در کشور روبه رو گردید.

 

روشن بود که خانم جویا از ابتدا نمی توانست با کسانی که مواجه شده بود از لحاظ موازنه نیروی سیاسی برابری کند. پس چرا او به این تندی وارد معرکه شد؟ چرا او این روش را انتخاب کرد؟ به نظر این قلم چند دلیل می تواند زمینه سوق دادن او را به این روش فراهم کرده باشد:

 

·        ابتدا به نظر می رسد انتقاد تند و تحریک کننده تبدیل به راه رسیدن به شهرت شده است. واین یک راه آسان، کم هزینه و کوتاه رسیدن به موقف شناخته شدن و تریبون های بزرگ پر مشتری است.  در چند سال گذشته چند تن از این راه به شهرت رسیده اند. اگرچه زمینه های کاری و انتقاد آن ها از هم فرق می کند.

 

دکتر رمضان بشر دوست ، نماینده کابل در شورای ملی و وزیر سابق برنامه ریزی افغانستان ، هم به خاطر صراحت لهجه و انتقادات تند از مقامات بلند پایه دولت و سازمان های غیر دولتی شهرت و هواداران بی شماری پیدا کرده بود.

 

میر حسین مهدوی سردبیر هفته نامه آفتاب و محقق نسب سر دبیر ماهنامه حقوق زن هم در پی نشر مطالبی که از سوی مراجع مذهبی غیر اسلامی خوانده شده بودند ، به زندان افگنده شدند. ولی آن ها نه تنها در زندان باقی نماندند بلکه به شهرت بی سابقه یی دست یافتند.

عبدالرحمان، شخصی که در سال گذشته از اسلام به عیسویت تغییر عقیده داده بود، شهرت جهانی کسب کرد و در روم از سوی پاپ استقبال شد.

 

دو شخص نخست به دلیل انتقادات سیاسی هم شکست های سیاسی را متحمل شده اند و هم به شهرت زیاد دست یافته اند. سه نفر اخیر به دلیل مسایل مذهبی و دینی ابتدا به زندان رفته، سپس از طریق رسانه ها مورد توجه عموم قرار گرفته اند.

 

چه وجه اشتراکی بین این چند مورد وجود دارد؟ صرف انتقاد و عدم موافقت با روند حاکم.

 

با توجه به مسایل یاد شده در سطور بالا، ببینید در کشوری که همواره تعصب های مذهبی ، قومی و فکری ، تند روی ، تنگ نظری ، جنگ، فقر و صد ها مشکل دیگر وجود داشته است اظهارات غیر معمول توجه هر کسی را جلب می کند.

 

در این جا مطابعت از قدرت حاکم، به ویژه حاکمیت سیاسی و مذهبی و موافقت با مراجع مهم  آن ها لازمی پنداشته می شود. در فرهنگ کشور ما و بسیاری کشور های رشد نیافته دیگر، تحمل مخالفت و عدم موافقت امری دشوار به نظر می رسد. جنگ های دوامدار داخلی ، خانه جنگی های گذشته در افغانستان صرفاً ریشه در عدم تحمل نظر مخالف دارد. وگرنه چه ضرورتی به جنگ وجود دارد؟

 

هم نظری ممکن است در هر جایی بسیار به ندرت اتفاق افتد؛ چون هر انسان همان گونه که از لحاظ ظاهری و سایر ویژگی ها با انسان های دیگر تفاوت دارد، از لحاظ فکری و نظری هم متفاوت است. به همین دلیل اتحاد فکر و نظر کامل در بین انسان ها نا ممکن است.

 

ولی تقارب و هم فکری نسبی و ملاک قرار گرفتن وجوه اشتراک افکار و نظرات افراد به عنوان اتحاد نظر شان پذیرفته می شود. این اتحاد نظر هم از راه های گوناگون به وجود می آید.

 

منافع مشترک ، عقاید مشترک ، روابط گوناگون و دوامدار وغیره، می توانند به عنوان مبنای اتحاد عمل و نظر در موارد مختلف قرار بگیرند. افزون بر آن تحمل و مدارا به عنوان یک اصل مهم زندگی اجتماعی باعث کنار رفتن بسیاری از اختلافات می گردد. ولی درجه به کار گیری از آن در جوامع گوناگون از هم متفاوت است.

 

در جامعه یی که منطق گفتگو و تحمل به میزان زیاد وجود دارد، برای برطرف کردن اختلافات، راه حل های منطقی را جست و جو می کنند و برعکس در جایی که تحمل و مدارا به درجه کم کار برد دارد و به عوض آن منطق زور و خشونت حاکم است، راه حل تنها نابودی طرف مقابل دانسته می شود و بس!

 

استفاده از زور و خشونت برای حل اختلافات و مشکلات، یکی از راه حل های مورد نظر این منطق است.

 

در افغانستان سطح پایین سواد و آگاهی، فقر، جنگ و ده ها دلیل دگر به میزان زیاد مردم را به سوی توجه به وجوه افتراق کشانده است. کمتر کسی یافت می شود  مواردی را جست وجو کند که او را به طور نمایان با دیگران نزدیک می کنند و یا وجوه اشتراک خود را با دیگران با خوش بینی مورد نظر قرار دهد.

 

این یکی از آسیب های اجتماعی است که جامعه ما به آن مبتلاست. این مساله زمینهء ایجاد بد بینی را به خوبی هموار می کند. بد بینی می تواند اختلاف نظر را تقویت بخشد.

 

در کشور ما، دیدن مستقیم بی عدالتی ها و حق تلفی های آشکار، تبعیض های بی رویه قومی ، لسانی، سمتی،  بد بینی ها ، سرخوردگی ها و شکست های پی هم در زندگی باعث ایجاد عصیان می گردد.

 

عصیان در کشوری که فرهنگ و سنت حکم می کند از « بزرگان»، «  سالمندان » و « سنت» باید اطاعت کرد، امری بدیع به شمار می آید. اهانت به آن ها به منزله کفر دانسته می شود.  چنین بدعتی به شدت واکنش های تند را بر می انگیزد.

 

به این ترتیب کسانی که در بالا از ایشان نام برده شد به چنین تابو هایی دست زده اند. شاید ایشان آگاهانه به چنین کاری دست زده باشند - که حتماً چنین است.

 

بنا براین اگرعضویت خانم جویا در شورای ملی، به دلیل اهانت به رهبران مجاهدین و مهم تر از آن اهانت به شورای ملی، به تعلیق در می آید، کاری دور از انتظارنیست.

 

به این شکل خانم ملالی جویا در شورا ملی و کشمکش های سیاسی نمی توانست با این تندی و روشی که در افغانستان از نظر بسیاری ها روشی مناسب دانسته نمی شود به پیروزی برسد. آنانی که مورد انتقاد وی بودند هم دیگر نمی توانستند بیش از این صبر داشته باشند.

 

و این بار کسانی که از او در داخل شورای ملی حمایت می کردند هم با نشر سخنان اهانت آمیز خانم جویا در مورد شورای ملی از او پشتیبانی نکردند.

 

همهء این موارد سبب شد که عضویت خانم ملالی به آسانی به تعلیق در آید.

 

نوشته شده توسط محمد ایوب آروین در 16:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/03/05

مهاجران افغانی؛

                قربانیان جنگ زرگری ایران و امریکا

 

 

 

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت

پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت

محمد کاظم کاظمی

 

مهاجران افغانستانی چند هفته اخیر با شدت و با خشونت تمام از سوی مقامات ایران از آن کشور بیرون شدند.

 

این کارِایران بد بختی های بی سابقه یی را برای مهاجران، در طول مدت مهاجرت افغان ها در خارج از کشور در قبال داشته است. افزون بر آن، واکنش مقامات دولت و به ویژه شورای ملی افغانستان را درپی داشت، که منجر به رد صلاحیت دو وزیرکابینه دولت افغانستان گردید.

 

رسانه های داخلی و خارجی از اوضاع نابسامان و بد مهاجران رد مرز شده گزارش های تکان دهنده یی را به نشر رسانده اند. سایت ها و وبلاگ های مهاجران افغانی هم از بد رفتاری های نیرو های انتظامی ایران مطالب دلخراشی را نشر کرده اند.

 

گزارش ها از مرز های غربی کشور حاکیست که روزانه صدها نفر از مهاجران افغانی از آن طرف مرز به این سوی مرز به زور رد می شوند.

 

آن ها در حالی از ایران به داخل کشور شان رد می شوند که از کوچه و بازار توسط نیروهای پولیس ایران دستگیر و بی درنگ به افغانستان رد مرز می گردند.

 

به گفته مهاجرین برگشته از ایران ، آن ها از سر کار و یا از خیابان ها دستگیر شده اند و از خانواده های شان هیچ اطلاعی ندارند و خانواده های شان از حال آن ها بی خبراند. مهاجران رد مرز شده پول و امکانات آن را با خود ندارند که خود را به خانه ها و یا به جای مناسبی برسانند. آن ها همچنان از هر گونه وسایل زندگی محروم اند.

 

دولت افغانستان هم هیچ گونه آمادگی برای پذیرش آن ندارد. سازمان ملل هم هیچ دردی را دوا نکرد.

 

به گفته مقامات دولت ایران، آن ها حدود یک ملیون مهاجر غیر قانونی و بدون مجوز اقامت را از کشور شان اخراج می کنند. به قول آن ها مهاجرانی که دارای مدرک اقامت قانونی هستند می توانند در ایران بمانند.

 

اما در واقعیت، به گزارش رسانه ها و به گفته برخی از رد مرز شده ها،  بسیاری از کسانی که دارای کارت اقامت هم بودند از ایران با ضرب شتم بیرون شدند. حتی یک تعداد افرادی که گذرنامه و روادید رسمی و قانونی به دست داشتند هم اسناد شان پاره  و خود شان اخراج گردیدند.

 

به گفته دکتر رنگین دادفر سپنتا، وزیر رد صلاحیت شدهء امورخارجهء افغانستان، این عمل دولت ایران بدون هیچ موافقتی بین دو کشور صورت گرفته و دولت ایران یک جانبه مهاجران را اخراج کرده است.

 

اکنون سوال این است که چرا دولت ایران با آن همه اشتراکات فراوانی که با افغانستان دارد و همواره از آن ها دولتمردان ایران داد سخن می دهند، در این موقع حساس این گونه بی رحمانه و با شتاب دست به اخراج مهاجران درمانده می زند؟

 

این عمل چه سودی برای دولت ایران دارد؟ آیا دولت ایران به این اندازه از دست مهاجران افغانی به تنگ آمده است که از هیچ گونه برخورد نا شایسته  با آن ها دریغ نمی کنند؟

 

در طول سال هایی که مردم افغانستان مصروف جنگ علیه تجاوز شوروی و جنگ های داخلی بودند ، دولت ایران حدود سه ملیون مهاجر افغانی را در کشورش تحمل کرد. اگرچه مهاجران افغانی همیشه از برخورد های نادرست پولیس و کارفرمایان ایرانی شکایت داشتند.

 

در زمان تجاوز شوروی بر افغانستان، دولت ایران از «جهاد» مردم افغانستا حمایت کرد. در آن زمان خود ایران هم با عراق مصروف جنگ بود. در جنگ ایران و عراق دولت ایران مهاجران افغانی را هم به جبهات جنگ می فرستادند که در نتیجهء آن صد ها نفر از هموطنان ما در سنگر های ایرانی کشته شدند.

 

چرخ های کارخانه های تولیدی و صنعتی ایرانی ها هم با دستان مهاجران افغانی به گردش در می آمدند. مهاجران درماندهء افغانی حاضر بودند با مزد ناچیز کار های شاقه را انجام دهند. آن ها که همه چیز شان را در کشور شان از دست داده بودند ناگزیر بودند برای زنده ماندن تن به هر کار سختی بدهند. پس از پایان جنگ ایران عراق ، اقتصاد ایران به سریعت رشد کرد.

 

ولی سهم مهاجران افغانی، در این مورد، برابر با ارزش صفر هم محاسبه نشد؛ بلکه آن ها در آخر دوران دشوار تاریخی نا آرامی افغانستان ، زمانی که کشور شان روبه بازسازی و آبادی نهاده است، به عنوان یک بار گران تحمل ناپذیر از خیابان ها و شهر های ایران با اهانت و خفت اخراج شدند.

 

به هر صورت مردم افغانستان از مهمان نوازی مردم ایران در زمان جنگ ها به خاطر پذیرش سه ملیون مهاجر افغانی ممنون است و در تاریخ هردو کشور این مساله به عنوان یک دلیل برای دوستی باقی خواهد ماند.

 

اما چرا این دلیل دوستی را دولت ایران، به یکبارگی با اخراج اهانت آمیز مهاجران افغانی از کشور شان، تبدیل به یک یاد گار رنج آور و کینه آفرین می کند؟ آیا دولت ایران دیگر نیازی به مهاجران ندارد؟ آیا دولت ایران دیگر به رابطه برادرانه و صمیمانه با افغانستان ضرورتی ندارد؟ آیا برخورد های تند اخیر دولت ایران با مهاجران افغانی سبب تیره شدن روابط دو کشور نمی شود؟ اگر پاسخ همه این پرسش ها مثبت باشد ، دولت ایران در عوض آن ها به چه سود هایی دست می یابد؟

 

به نظر می رسد در این اواخر موقعیت ایران در سطح بین المللی با دشواری های عمده یی مواجه شده است که ریشه همه آن ها در زیر پای امریکاست.

 

مساله برنامه هسته یی ایران و روابط تیره و تار ایران با امریکا، حضور نیرو ها مسلح آن کشور در عراق ، خلیج فارس و به ویژه در افغانستان، فشار های زیادی را بر دولت ایران وارد می سازند.

 

امریکا یکی از بزرگترین حامیان صلح و بازسازی افغانستان ، با حضور نیروهای نظامی اش در این کشور ، حضور دایمی و گسترده ایران در میان مردم و حلقات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی افغانستان را تقریباً به نابودی مواجه ساخته است.

 

افزون بر آن ، حضور نظامیان امریکایی در مرز های ایران ، برای دولت ایران تحمل ناپذیر است.

 

اکنون دولت ایران با اخراج مهاجران افغانی از کشور شان می خواهد خشم شان را برسر مهاجران بیچاره فرونشانند و از سوی دیگر این پیام را به افغان ها برسانند که حالا که امریکایی ها برای رفع مشکلات شما آمده، این مشکل شما را هم آن ها حل کنند.

 

این موضوع در سخنان برخی از مقامات ایرانی هم در این اواخر کاملاً صراحت داشت. یک مقام ایرانی گفت : پس از تجاوز امریکا بر افغانستان، تعداد مهاجران افغانی افزایش یافته است.

 

به این صورت ، دولت ایران با فشار آوردن برسر مهاجران افغانی و دولت افغانستان در رابطه با حضور نیرومند امریکایی ها در افغانستان ، از خود واکنش نشان می دهد.

 

این سیاست هیچ نتیجه یی را برای دولت ایران درپی ندارد. اگر مهاجران افغانی از این هم بیشتر قربانی شوند، ایران هیچ سودی را در معامله با دولت افغانستان و یا امریکایی ها به دست نمی آورند. چون افغانستان برای تامین امنیت خودش به نیروهای خارجی ضرورت دارد.

 

امریکا هم برای درهم کوبیدن تروریسم با افغانستان که قربانی آن است در یک جبهه می جنگد. در این شرایط برای افغانستان تامین امنیت در اولویت قرار دارد و امریکا در این زمینه همکار کلیدی به شمار می آید.

 

پس ایران نمی تواند با فشار آوردن بر سر مهاجران افغانی دولت افغانستان را مجازات کند که چرا با امریکایی ها در یک جبهه می جنگید و آن ها را در کشور تان جا داده اید.

 

بنابراین ، بهتر این خواهد بود که مهاجران افغانی نباید قربانی این گونه سیاست ها شوند. اگر ایران می خواهد به این کارش ادامه دهد داغ هایی که از آن در دل افغان ها باقی می مانند ، فراموش نخواهد شد. و روابط برادرانه دو ملت به طور شدید و عمیق آسیب خواهد دید.

نوشته شده توسط محمد ایوب آروین در 16:7 |  لینک ثابت   •